![]() |
![]() |
|
| روز نویسی |
|
ای خدا دنیا عجیب غریب شده من که میترسم
کردم ماری شو داشت وای یا حضرت شلغم این چیه دیگه موضوع بحث اونروزشون راجع به زنایی بود که مرد شده بودند همه چیشونو عوض کرده بودند و مردای نکره نخراشیده ایی شده بودند جالبش اینجا بود که همشونم اکثرا خوشگل بودند حتی ۱ کیشون تاپ مدل هم بود و خیلی خوشگل ولی میگفت که هیچوقت از بچه گی هم دوست نداشته بود دختر باشه و به زور مادرش لباس دخترونه میپوشیده و همیشه حس میکرده یه پسره در بدن دختر(جل خالق )و بعد میره عمل میکنه و هورمن درمانی میکنه و میشه مرد (اوغغغغغغغغغ) و بعدم میره زن میگیره (وایییی خدا به دور)خلاصه چند تاشون اومدن و گفتن که اره ما از اولم خدا اشتباهی درستمون کرده بوده و با اینکه قبلا ۱۰۰ در ۱۰۰ زن بودیم ولی هیچوقت راضی نبودیم و رفتیم اونی شدیم که باید از اول میشدیم (یه مشت مرد کچل بیریخت عضله ایی) ولی خدا وکیلی اصلا نمیفهمیدی این مردا قبلا زنای خوشگل و جذابی بودند و الان مردن از اینا که بگذریم یه چی بدتر از همشون منو گیج و یجون زد اونم این بود که یه زنه از همون مدل زنا اومد و گفت که قبلا دختر بوده خیلی هم خوشگل ولی هیچوقت حس دختر بودن رو نداشته بعد میره واسه اینکه شاید با خودش کنار بیاد میره ازدواج میکنه و حتی حامله هم میشه و یه بچه پسر میزاد ولی طلاق میگیره و میره عمل میکنه مرد میشه همونی که فکر میکرده بوده حتی با اینکه قبلا حامله هم شده بوده و کاملا مرد میشه تو همون دوران با یه مرده اشنا میشه و اون مرده هم که از مرد بودنش راضی نبوده هم عمل میکنه زن میشه و اینا با هم میشن زن شوهر (گیج زنون) حالا مرده زن اینه و زنه شوهر اون و زندگیه عاشقونه ایی دارن(خدا به پا هم پیرشون کنه ) *** دعای امروز وایییییی خدا بشه دیگه اوکی!!
|
|
+ نوشته شده در
85/03/31ساعت 18:27 توسط نرگس(نگار) |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1385 شهریور 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 |
|
RSS
|