![]() |
![]() |
|
| روز نویسی |
|
دیدین یه سری ادم میان تو یه کشور دیگه اولش ممکنه زبانشونم فول باشه
زبون مادریشون نیست و براشون یه زبون دومه یه طورایی نتونند فرق اصطلاحها یا حسابی زبون خودشونو با زبون دومشون قاطی کنند؟؟ خوب امروز میخوام واقعی رو واستون تعریف کنم (ولی این ماجرا یکم کلمه بد داره منو ببخشین)یه خانواده ایرانی میان کانادا و یه پسر ۹ـ۱۰ ساله ام داشتند و چون تازه وارد بودند زیادم زبونشون این پسر بچهه که خیلی هم بازیگوش و سر به هوا بوده به حساب مدرسه های ایران شروع میکنه سر کلاس سربه سر هم کلاسیاش گذاشتن و کلی معلمه از دستش کفری میشه و دعواش میکنه و میگه از کلاس برو بیرون پسر بچهه بازم به همون حساب ایران چون سنشم کم بوده شروع میکنه به گریه و یهو میگه (i eat my shit ) به خیالش اینام این اصطلاح گ*..خوردم (ببخشید البته) خودمونو دارند و زار میزنه و گریه میکنه و این حرفو ادامه میده معلمه هم به حساب اینجا که خیلی به بچه ها و سلامتشون اهمیت میدن با ترس میپرسه تو واقعا .... خودتو خوردی و پسر بچهه همونطور ادامه میده و میگه اره و معلمه با ترس پرستار مدرسه رو صدا میکنه و خلاصه کل مدرسه بهم میریزه اونم فقط به خاطر یه اصطلاح فارسی که تو اینگلیس نیست و کار به ۹۱۱ میکشه و پدر بچهه میاد و با خجالت توضیح میده ما چه اصطلاحی داریم که اینا ندارند و موضوع حل میشه ولی خودمونیما ما چه اصطلاحایی که نداریمااااااااا **داره بازم فیلم بازنده رو میزاره همون که ۲ هفته پیش گذاشته بود دلیلشو نمیدونم ولی تکرار جالبیه ***افرین سانی جونم تبریک میگم که قبول شدی *بابا تو چته ؟؟ خودمو میگم نمیدونم چه مرگیمه *الانم دروغ گفتم به هیچکس نگفتم که دارم میام *خود سرگردانی رو میبنین حظ کنید بیچاره شدم *منو ببخش *میبخشییی *به امید دیدار *دییییییییییی |
|
+ نوشته شده در
84/11/30ساعت 19:47 توسط نرگس(نگار) |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1385 شهریور 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 |
|
RSS
|